تمرکز در زندگی یک شخص کارآفرین چه جایگاهی دارد ؟

:: نویسنده : بخش آموزش
:: تاریخ انتشار : ژانویه 26, 2016
تمرکز در زندگی یک شخص کارآفرین چه جایگاهی دارد ؟

داشتن تمرکز اهمیت بالایی در زندگی هر فرد دارد ، تا جایی که اشخاص با تمرکز کم را می توان خود به خود افرادی بی اراده و بدون هدف به شمار آورد .

تا کنون ما مباحث بسیاری را با هم مرور کرده ایم : ویژگی های شغل ، انواع زندگی شغلی و… ؛ دانتیم لازمه آنکه نام شغل را بر یک حرفه بگذاریم ، ماندگاری در آن است و از زاویه های مختلف عوامل تاثیرگذار بر ماندگاری یک شغل را سنجیدیم ؛ همانطور که به خاطر دارید برای رونق گرفتن یک کسب و کار ( به عبارتی ریشه دادن آن ) ، احتیاج است که در آن شغل ماندگاری داشته باشید ، در این مقاله به بررسی اهمیت تمرکز در زندگی کارآفرینان خواهیم پرداخت .

در ابتدا دو اصل در ارتباط با تمرکز را با هم مرور می کنیم :

اگر نمی دانید مسیرتان درست است ، حداقل کار ممکن ایستادن سرجای خود است !

هر روز قدمی هرچند کوچک به سمت هدف خود بردارید .

در مورد اول اشاره به این موضوع می کنیم که هیچکاری انجام ندادن بهتر از انجام دادن 5 کار ریز و درشت است که کارآیی ندارد . افرادی که دچار سردرگمی می شوند و راه رسیدن به هدف را گم می کنند ، یا هدف ندارند و یا میر صحیح را نمی دانند ( به دلیل عدم شناخت فردی ، ناتوانی در تصمیم گیری و… ) ؛ نتیجه چنین امری اغلب بی برنامگی است . تشویش به این افراد چیره شده و شخص برای آرام کردن خود به فعالیت های غیرمرتب بسیاری روی می آورد ! در این جا بهتر است دست از کار بکشید ، تمرکز خود را به دست آورده و بعد از مشخص کردن مجهولات دوباره به فعالیت روزانه بازگردید .

مورد دوم وابستگی چندبرابری با تمرکز فردی دارد ، در اصل پیشروی به سمت هدف ، از شخص خواسته می شود هر روز کاری برای تحقق اهدافش انجام دهد ، این کار بدون تمرکز داشتن بر روی خواسته ها میسر نیست . در مثال کوچک و کاربردی با زمانی که در آن زندگی می کنیم فرض کنید نوجوانی در یک بازی کامپیوتر الماس های خود را برای آزاد کردن یک جنگجوی کارآمد جمع می کند ، اما الماس ها هرگز به حد کافی جمع نمی شوند ! علت این تامر برهم ریختن تمرکز فرد بر مسائل جزئی مانند خرید یک دستگاه چند ساعت زود تر است که لازم بوده بابت آن بهایی ( برابر با 5 الما ) پرداخت کند …

زندگی ما مملو از هدف های اصلی ( مانند آن سربازکارآمد ) و موارد ناچیزی است که تمرکز ما را از هدف اصلی دور می کنند ( مانند تعجیل در آزاد کردن یک دستگاه ) . بنابراین وقتی از تمرکز صحبت می کنیم مقصود ما این است که با مسائل خرد و کوچک فراموش نکنید چه می خواستید . اگر همه چیز را با هم در یک زمان بخواهید ، نتیجه مطلوبی از هیچ یک کسب نخواهید کرد ، به اصطلاح با یک دست نمی توان چند هندوانه برداشت !

انسان هایی که بر روی هدف خود تمرکز ندارند مانند دسته غازهایی هستند که هرگز به مقصد نمی رسند ، چرا که با هر خرده نانی بر آب مسیر حرکتشان را به همان سمت کج می کنند ؛ اما افراد با اراده که تمرکز خود را بر تحقق اهداف می گذارند مانند پرندگانی هستند که به خرده نان ها بی اعتنا بوده و هرگز فراموش نخواهند کرد هدفی در سر دارند و این خرده نان ها در مسیر دستیابی به اهدافشان هیچ نقشی ایفا نمی کنند .

اینجا است که نباید تفاوت انعطاف پذیری با اراده را اشتباه گرفت ؛ اینکه شما در این مورد خاص منطبق با شرایط شوید انعطاف پذیری نیست ، بلکه عدم اراده ( از هم گسیختگی تمرکز ) است .

اشتراک گذاری این مطلب در :